تبلیغات
داستان و رمان - قاصدک
 
داستان و رمان
چهارشنبه 3 اسفند 1390

بخشی از رمان:

مینا با زنی زندگی میکند و به او مادر میگوید که در زلزله او را نجات داده و او را از کودکی بزرگ کرده است . این دو نفر فقط هم دیگر را دارند . مادر مینا برایش گفت که او پسری دارد که در زلزله او را گم کرده و دیگر پیدایش نکرده . آنان با کار مینا روزگار میگذرانند .مینا به طور اتفاقی با خانواده ایی آشنا میشود که از او دعوت میکند معلم سر خانه دختر آنان شود ،مینا میپذیرد و به آن خانه میرود در آنجا با پسر خانواده آشنا میشود که دل به یک دیگر میسپارند ولی ………………

 





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Get our toolbar!
 
 
بالای صفحه